غلامحسين افضل الملك

93

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

از جمله مردمان بزرگ كامل كه در اين شهر بديدن من آمد و با ايشان كرارا شرف ملاقات دست داد و در صحبت آن يار ديرين و صاحب پيشين اهتزاز داشتم علام فهّام ، ذخّار قمقام ، دوحة الفضل و الحكمة ثمرة المروة و الهمه ، خلاصة العلم و الادب ، نقاوة العجم و العرب ، حاوى الفروع و الاصول ، جامع المعقول و المنقول جناب مستطاب آقا ميرزا عبد الرحمن مدرس آستانه رضويه سلّمه اللّه بود . در محمدت ذات و مكارم اخلاق شهرهء آفاق است . اصلا از امجاد و اهالى شيراز است . سنين متماديه ميگذرد كه در مشهد مقدس مجاورت اختيار كرده است . در آستانه مقدسهء رضوى مدرس فقه و اصول و كلام و شعب رياضى است و از خزانهء رضويه موظف مىباشد . در اين شهر علاقه و مكاتنى دارد . نزد ولاة خراسان وساطتش در بعضى امور قبول است . شخصا اهل صلاح و سداد و نزد اهل خراسان محل وثوق و اعتمادند . خط تحرير را بغايت نيكو نويسند و بطرزى در مكاتبات انشاء مطالب و ايجاد سخن كنند كه هر صفحه از آن قطعه گردد و ضبط دفاتر مخزونه شود . چارده سال است كه بنده را با ايشان دوستدارى در ميان است و ارادتم بايشان محكم . در سنهء هزار و سيصد و شش و هفت كه من در ملازمت نواب غفران مآب شاهنشاه زاده بزرگ ايران ، محمد تقى ميرزاى ركن الدوله والى والاشان خراسان و سيستان و متولىباشى آستان قدس نشان از طهران بمشهد آمده بودم ، شغل انشاءپردازى داشتم . چون در حضور شاهزاده گاهى از خرمن فضايل و كمالات خوشه‌چينى ميكردم و تاريخ و روايات ميگفتم ، سمت منادمت يافتم و بنديم‌باشى مخاطب و ملقب بودم . دستخط منادمت به زبان فارسى داشتم . رقمى هم صادر كردم كه بلسان عرب انشاء شد و به مهر حضرت اسعد و الا شاهزاده ركن الدوله كه خداوندش رحمت كناد رسانيدم ، و مرا چندى به جهت انجام پاره‌اى خدمات بسبزوار فرستاد و يك سال بيشتر در آن شهر اقامت داشتم و آن رقم منادمت كه بلسان عرب بود از منشآت جناب مستطاب آقا ميرزا عبد الرحمن مدرس است كه در كمال بلاغت و سلاست تقرير و تحرير كرده‌اند . صورت